تبليغاتX
بچه کنکوری سابق ، مهندس امروز

بچه کنکوری سابق ، مهندس امروز

کامل ترین مرجع مشاوره کنکور ایران

خوشبختانه در حال حاضر اکثر قریب به اتفاق دانش آموزان در کنکور قبول می شوند(می تونم اثبات کنم اگر شخصی، کمی و فقط کمی درس بخونه در دانشگاه پذیرفته میشه) و در اصل الان رقابت بر سر اسم دانشگاه  هست  و نه قبولی و ورود به دوره تحصیلات عالی.اگر به فکر استخدام دولتی هستید با مدرک پیام نور هم می تونید استخدام بشوید(با شرکت و قبولی در امتحان ورودی آن اداره)اگر به فکر کار کردن در بخش خصوصی هستید برای آن ها کار بلد بودن خیلی خیلی مهم تر از نام دانشگاه شماست.اگر هم که خودتون کارآفرین شدید که دیگه هیچی.تمام تلاش خودتون را بکنید.از تمام ظرفیتتون برای بهتر بودن بهره بگیرید ولی اگر هم نشد ،خوب نشده.(جالب اینجاست دانش آموزانی که بدون نگرانی از قبول شدن و یا نشدن درس می خونند خیلی موفق تر هستند.)

وقتی با بچه های کنکوری صحبت میکنم ،می بینم خیلی ها ترس و واهمه های کاملا پوچ دارند.یاد دوران کودکی وترس های بی اساسم در اون دوران می افتم.ترس از تاریکی ،ترس از تنها بودن در خانه و ........با بزرگ شدن و زیاد شدن سنم خیلی از اون ترس ها برایم خنده آور شده.کنکور هم دقیقا همین طور هست.آنقدر ها هم که فکر می کنید سخت نیست.خیلی از بزرگتر ها و معلم ها از کنکور و آینده یک غول در ذهن شما ساخته اند.(البته هدفی جز کمک به شما در ذهنشان نداشته اند اما راهشون اشتباه بوده است).چند سال آینده از خیلی از فکر های امروزتون خندتون می گیره.روزی کنکور تمام می شود،یک روزی شما به دانشگاه می روید و روزی شما شاغل می شوید.سال های آینده از این روز ها یاد می کنید و خاطرات آن برایتان زنده می شود.چه بهتر که خاطراتی شیرین برای خودتون از این روز ها داشته باشید.شاید باورتون نشه ولی یکی از زیبا ترین دوران زندگی ام دوران کنکورم هست.

 با عشق درس بخونید و با درس هاتون عشق بازی کنید،از تلاش هاتون از سختی ها و از خستگی هاتون لذت ببرید! در لحظاتتون جاری بشید.

                         یادتون باشه شما هم روزی بچه کنکوری سابق می شوید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 14:22  توسط احسان نصيري  | 

سلام استادنصیری تازه سایت جامع شمارا یافتم خیلی غبطه خوردم که چرا زودتر این اتفاق نیافتادمن پارسال رتبه ام54000شدپیام نورمهندسی کشاورزی قبول شدم ازاد هم ابهرمهندسی صنایع به امید اینکه کوتاهی پارسالم راجبران کنم گفتم امسال میخونم تا حالا هم دچاراسترس شدید شدم که این چندماه روازدست دادم شبها خوابم نمیبرد اعصابم بهم ریخته سردرگمم استاد عزیز امیدوارم شما یاریم کنید این چند ماه رو اگه خوب درس بخوانم امید هست رتبه ی خوبی بیاورم چه جوری این چند ماه رو شروع کنم که رتبه ام تا10000حداقل برسد امیدی هست.

پاسخ:

الهه خانم،

۱)اولین کاری که باید بکنی مراجعه به یک روانپزشک هست(دقت کن،روان پزشک نه روان شناس)

برای کاشتن بذر ،ابتا باید زمین را آماده کرد.

۲)تمام کار های جنبی خودت را تعطیل کن!!!!(فقط برای مطالعه وقت بگذار)

۳)با معلمانت صحبت کن و بودجه بندی سوالات کنکور سال پیش را گیر بیار.

۴)یک سری مباحث که بیشترین تعداد تست را داشته اند،انتخاب کن و روی آنها سرمایه گذاری کن.

یک اصلی هست به نام اصل پارتو،اگر برای مطالعه تعمیم بدیم میشه گفت:

۲۰ درصد مطالبی که ما می خوانیم ،۸۰ درصد نمره ما را به خود اختصاص می دهند.

شما روی مطالب اصلی سرمایه گذار کن.انشا الله که موفق میشوی.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 21:47  توسط احسان نصيري  | 

دوستان و خوانندگان وبلاگ

قبل از اینکه سوالی را بپرسید ،آرشیو وبلاگ را مطالعه کنید.اگر پاسخ خود را پیدا نکردید در قسمت نظرات بنویسید.سعی میکنم جواب بدم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 13:50  توسط احسان نصيري  | 

سوال:

واقعاخسته نباشی
یه سوال فوق مهم دارم
آیا میتوان باخوندن فقط دروس عمومی وشیمی تا 80-90 درصد در دانشگاه دولتی رشته معمولی قبول شد؟

جواب:من با این کار یعنی تکدرس خواندن به شدت مخالفم.(ننوشته اید چه رشته ای هستید اما به احتمال زیاد شما رشته ریاضی می باشید)به ۲ دلیل:

۱)برای محاسبه تراز شما از منحنی نرمال استفاده میکنند(یکی از توزیع های مهم آماری).این یعنی اگر شما درسی را از حدی (میانگین آن درس)پایین تر بزنید به شدت رتبه شما را تقلیل می دهد و به عکس اگر درسی را بالاتر از حد معمول بزنید تاثیر مثبتی در رتبه شما دارد(اهمیت درس عربی انجا آشکار می شود.)

۲)فرض کنید امسال سوالات شیمی فوق العاده سخت باشد(اتفاقی که این چند سال دچار درس فیزیک و ریاضی شده!و دور از ذهن نیست)و شما بر روی درس شیمی سرمایه گذاری کرده اید ،در این حالت نه شما و نه فردی که آنچنان برای شیمی وقت نگذاشته نمی توانید به سوالات پاسخ دهید و برگ برنده در دست کسانی خواهد بود که درس شیمی و ریاضی را خوب زده باشند.

دوست عزیز تحت هیچ شرایطی درسی را حذف نکنید،حتی اگر شرایط استثنایی دارید از درس فیزیک و ریاضی چند مبحث که بودجه بندی بیشتری داشته اند انتخاب و مطالعه کنید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 3:0  توسط احسان نصيري  | 

آقای سجاد فولادي قلعه نفر اول کنکور رشته ریاضی سال ۸۷ در سایتی به آدرس www.fouladi.net نظرات خودشون را در باره كنكور نوشتن و به سوالاتي كه در زمينه كنكور از ايشان پرسيدند جواب دادند.آقاي فولادي در برخي از سوالات جواب هاي جالبي دادند ،البته ناگفته نماند من تمامي جواب هاي ايشون را تاييد نميكنم و ممكنه نظر من در برخي از سوالات متفاوت باشه.(ايشون ذكر كردند كه اين جواب ها تجربيات خودشون هست.)در هر صورت آقاي فولادي از شما تشكر مي كنم.با آرزوي موفقيت براي شما.

مي تونيد اين سوال و جواب ها را در ادامه مطلب بخونيد.

                                                                                        با تشكر از ستاره خانم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 1:36  توسط احسان نصيري  | 

 

دوستان من تحت هیچ شرایطی به ایمیل ها پاسخ نمی دهم.اگر سوالی هست ،بهتره توی همین وبلاگ پرسیده بشه تا  در صورتی که احیانا بعضی از خوانندگان هم همین مشکل را دارند از جواب آن استفاده کنند.

در این وبلاگ دیگه تحت هیچ شرایطی تراز و رتبه کنکور اعلام نمیشه.دوستان می تونند کتابی که معرفی شد را از انتشارات ما و شما تهیه کنند.لطفا در این مورد دیگه سوالی نپرسید.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 11:18  توسط احسان نصيري  | 

سوال از پانته آ:
خواهر من خیلی درس می خونه و امید داره 1 رقمی 2 رقمی بشه اما یه مشکلی داره، آزمونا رو آنقدر که باید ، خوب نمی ده، چیزایی که بلده را غلط می زنه وقتی ازش علت را جویا میشم می گه می دونم جواب سوال 1،" X "می شه اما وقتی سوال میخونم میگم "Y "!(من فکر می کنم از هول حلیم می افته تو دیگ) انقدر می خواد که همه رو 100 بزنه سر جلسه تمرکز نداره .اگه لطف کنید ما رو راهنمایی کنید خیلی ممنون میشیم.(البته تا حالا هم خیلی از راهنماییاتون استفاده کردیم)

جواب:

این که خواهر شما این اعتماد به نفس را در خودش میبینه که رتبه دو رقمی بشه خیلی خوبه،اما نکات ریزی هست که بهتر بدونید:

۱)برای رتبه تک رقمی و یا حتی نفر اول شدن لازم نیست تمام دروس را صد بزنید.شما فرض کنید در یک کلاس یک امتحان گرفته می شود.ممکنه امتحان به حدی سخت باشه که نفر اول نمرش ۱۴ بشه و یا ممکنه انقدر آسون بوده باشه که نمره ۱۴ متعلق به  نفر آخر باشه.رتبه خوب صرفا به درصد بالا نیست.تمام تلاش شما باید این باشه سوالاتی که بلدید پاسخ بدهید، نه سوالاتی که پاسخ می دهید بلد باشید!!!

۲)اگر امتحان سخت باشه و شما سوالات را نتوانستید کامل پاسخ بدهید ،باید کمی خوشحال باشید چون اگر شما نتوانستید کامل پاسخ بدید که وای به حال بقیه!!!!!!!!!!!!!!!!

۳)اصلا از فکر رتبه بیایید بیرون.چون رتبه یک تفکر استرس زاست.رتبه یعنی مقایسه کردن خود با دیگران.دانش آموزانی که به فکر رتبه هستند اگر سوالات کنکور سخت باشه دچار استرس شدید می شوند(دقیقا همان اتفاقی که سال ۸۳ برای اولین بار توی درس معارف و ریاضی افتاد!)شما صرفا به رشته ای که دوست داری فکر کن.مثلا مهندسی مکانیک در دانشگاه امیر کبیر و بعد همواره خودت را برای این رشته در این دانشگاه آماده کن.نیازی به دانستن درصد های این رشته نداری چون درصد ها بر حسب سخت و یا آسون بودن سوالات کنکور به کلی متغیر هستند.(به مبحث NLP در کنکور مراجعه کن.)

۴)وقتی درس می خونید روی درس ها فکر کن،یعنی از خودت بپرس چرا اینجوری حل می شه؟یا چرا این جوری نمی شه حل کرد؟سعی کن با یک تفکر مفهومی درس را یاد بگیری.

۵) توی امتحانات در صورتی که سئوال را کامل بخونید ،معمولا اولین جوابی که به ذهن آدم میاد همون جوابه!

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 11:8  توسط احسان نصيري  | 

سئوال از پریسا:
گاهی وقتا وقتی یه مبحثی رو تست میزنم میبینم بعضی سوالات رو تو هوا میزنم!!! خیلی به نظرم آسون میاد ولی بعدا که دوباره می خوام مرور کنم می بینم می لنگم... اشکال کار از کجاست؟ و اینکه این مشکل بعدا حل نمیشه؟

جواب:پریسا خانوم این حالت عوامل مختلفی داره،پیشنهاد های من به شما:

۱)فرض میکنیم شما درس را بخوبی یاد گرفتی (این فرض خیلی مهمه!)در این صورت شما چه زمانی به تست زدن می پردازی؟ آیا بلافاصله بعد از خوندن یک درس این کار را انجام میدی؟ببین بهتره برای درس های اختصاصی و عمومی حداقل یک روز فاصله باشه.(این پیشنهاد من هست،ممکنه نظر بقیه مشاور ها فرق بکنه!)

۲)تست ها را حتما تا انتها حل کن! یعنی اینکه حتما جواب نهایی را بدست بیار.با این کار هم سرعت محاسباتی خودتو با لا می بری و هم ممکنه در انتهای راه حل یک تست یک نکته نهفته باشه.

۳)تست ها را در چند بخش بزن.مثلا اگر تصمیم داری ۱۰۰ تست مشتق بزنی ۲ تا پنجاه تا بزن.(با فاصله زمانی)

۴)به احتمال زیاد از تست های طبقه بندی استفاده می کنی.در کنار تمام حسن های تست های طبقه بندی شده این عیب وجود داره که راه حل تمام تست های یک بخش تقریبا مشابه هم هست.بنابرای شما نیازی به فکر کردن درباره راه حل نداری،بنابرای تست ها را به قول خودت روی هوا می زنی!!!!بهت پیشنهاد میدم تمام تست های طبقه بندی شده را یکجا نزن .مثلا برای اگر برای رفع ابهام صفر صفرم ۱۵ تا تست وجود داره  فقط تست های شماره فرد را بزن و تست های شماره زوج را یک روز دیگه بزن.

۵)در نهایت و بعد از این نکاتی که برات نوشتم بهتر بدونی که مطلبی که ما می خونیم بعد از یک هفته، در صورتی که مرور نکنیم حدود هشتاد درصدش فراموش میشه.در اصل فلسفه مرور هم همینه.بنابراین زیاد نگرا ن نباش،بلکه خوشحال باش که تونستی نقاط ضعفت را کشف کنی.

سئوال از پریسا:

اگه میشه در این مورد هم بنویسید که آیا لازمه از الان تستهارو با زمان گیری حل کنیم؟

خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییررررررررررر.

الان هنوز وقته یادگیری هست.نباید کیفیت یاد گیری را فدای سرعت کنی،ولی ۲ تا پیشنهاد:

۱)سعی کنید کمتر اچرک نویس استفاده کنید و در چرک نویس ریز بنویسید،چون سر جاسه توی پاسخ برگ جای زیادی ندارید.

۲)توی تست زدن هم زیاد تعلل نکنید.یعنی مثلا ۱۰ دقیقه وقتتون را برای یک تستی که میشه بطور نرما توی ۲ دقیقه حلش کرد نگذارید.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 14:25  توسط احسان نصيري  | 

بزودی درباره مهارت تنظیم وقت در سر جلسه آزمون می نویسم.

دوستان از آنجایی که من هیچ شناختی درباره شما ندارم ،تحت هیچ شرایطی نمی تونم برای شما برنامه ای بریزم.(من حتی تا آنجایی که بشه برای شاگردای خصوصی خودم هم برنامه ریزی شخصی نمی کنم!چون با اساس این کار مخالفم.)

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 23:28  توسط احسان نصيري  | 


    این داستان را نه به خواست خود،‌ بلکه به تشویق و ترغیب دوستانم می‌نویسم.  نام من میلدرد است؛ میلدرد آنور Mildred Honor. قبلاً در دی‌موآن Des Moines در ایالت آیوا در مدرسهء ابتدایی معلّم موسیقی بودم.   مدّت سی سال است تدریس خصوصی پیانو به افزایش درآمدم کمک کرده است.  در طول سالها دریافته‌ام که سطح توانایی موسیقی در کودکان بسیار متفاوت است.  با این که شاگردان بسیار بااستعدادی داشته‌ام، امّا هرگز لذّت داشتن شاگرد نابغه را احساس نکرده‌ام .

    امّا، از آنچه که شاگردان "از لحاظ موسیقی به مبارزه فرا خوانده شده" می‌خوانمشان سهمی داشته‌ام.  یکی از این قبیل شاگردان رابی بود.  رابی یازده سال داشت که مادرش (مادری بدون همسر) او را برای گرفتن اوّلین درس پیانو نزد من آورد.  برای رابی توضیح دادم که ترجیح می‌دهم شاگردانم (بخصوص پسرها) از سنین پایین‌تری آموزش را شروع کنند.  امّا رابی گفت که همیشه رؤیای مادرش بوده که او برایش پیانو بنوازد .  پس او را به شاگردی پذیرفتم.   رابی درس‌های پیانو را شروع کرد و از همان ابتدا متوجّه شدم که تلاشی بیهوده است.   رابی هر قدر بیشتر تلاش می‌کرد، حس‌ّ شناخت لحن و آهنگی را که برای پیشرفت لازم بود کمتر نشان می‌داد.  امّا او با پشتکار گام‌های موسیقی را مرور می‌کرد و بعضی از قطعات ابتدایی را که تمام شاگردانم باید یاد بگیرند دوره می‌کرد .

    در طول ماهها او سعی کرد و تلاش نمود و من گوش کردم و قوز کردم و خودم را پس کشیدم و باز هم سعی کردم او را تشویق کنم.   در انتهای هر درس هفتگی او همواره می‌گفت، "مادرم روزی خواهد شنید که من پیانو می‌زنم."   امّا امیدی نمی‌رفت.   او اصلاً توانایی ذاتی و فطری را نداشت.   مادرش را از دور می‌دیدم و در همین حدّ می‌شناختم؛ می‌دیدم که با اتومبیل قدیمی‌اش او را دم خانهء من پیاده می‌کند و سپس می‌آید و او را می‌برد .  همیشه دستی تکان می‌داد و لبخندی می‌زد امّا هرگز داخل نمی‌آمد .

    یک روز رابی نیامد و از آن پس دیگر او را ندیدم که به کلاس بیاید.  خواستم زنگی به او بزنم امّا این فرض را پذیرفتم که به علّت نداشتن توانایی لازم  بوده که تصمیم گرفته دیگر ادامه ندهد و کاری دیگر در پیش بگیرد.  البتّه خوشحال هم بودم که دیگر نمی‌آید .  وجود او تبلیغی منفی برای تدریس و تعلیم من بود .

    چند هفته گذشت.  آگهی و اعلانی دربارهء تک‌نوازی آینده به منزل همهء شاگردان فرستادم.  بسیار تعجّب کردم که رابی (که اعلان را دریافت کرده بود) به من زنگ زد و پرسید، "من هم می‌توانم در این تک‌نوازی شرکت کنم؟".   توضیح دادم که، " تک‌نوازی مربوط به شاگردان فعلی است و چون تو تعلیم پیانو را ترک کردی و در کلاسها شرکت نکردی عملاً واجد شرایط لازم نیستی."  او گفت، "مادرم مریض بود و نمی‌توانست مرا به کلاس پیانو بیاورد امّا من هنوز تمرین می‌کنم.   خانم آنور، لطفاً اجازه بدین؛ من باید در این تک‌نوازی شرکت کنم!" او خیلی اصرار داشت.

    نمی‌دانم چرا به او اجازه دادم در این تک‌نوازی شرکت کند.  شاید اصرار او بود یا که شاید ندایی در درون من بود که می‌گفت اشکالی ندارد و مشکلی پیش نخواهد آمد.   تالار دبیرستان پر از والدین، دوستان و منسوبین بود.  برنامهء رابی را آخر از همه قرار دادم، یعنی درست قبل از آن که خودم برخیزم و از شاگردان تشکّر کنم و قطعهء نهایی را بنوازم.  در این اندیشه بودم که هر خرابکاری که رابی بکنم چون آخرین برنامه است کلّ برنامه را خراب نخواهد کرد و من با اجرای برنامهء نهایی آن را جبران خواهم کرد.

    برنامه‌های تکنوازی به خوبی اجرا شد و هیچ مشکلی پیش نیامد.  شاگردان تمرین کرده بودند و نتیجهء کارشان گویای تلاششان بود.   رابی به صحنه امد.   لباسهایش چروک و موهایش ژولیده بود، گویی به عمد آن را به هم ریخته بودند.  با خود گفتم، "چرا مادرش برای این شب مخصوص، لباس درست و حسابی تنش نکرده یا لااقل موهایش را شانه نزده است؟"

    رابی نیمکت پیانو را عقب کشید؛ نشست و شروع به نواختن کرد.  وقتی اعلام کرد که کنسرتوی 21 موتزارت در کو ماژور را انتخاب کرده، سخت حیرت کردم.  ابداً آمادگی نداشتم آنچه را که انگشتان او به آرامی روی کلیدهای پیانو می‌نواخت بشنوم.   انگشتانش به چابکی روی پرده‌های پیانو می‌رقصید.  از ملایم به سوی بسیار رسا و قوی حرکت کرد؛ از آلگرو به سبک استادانه پیش رفت.  آکوردهای تعلیقی آنچنان که موتزارت می‌طلبد در نهایت شکوه اجرا می‌شد!  هرگز نشنیده بودم آهنگ موتزارت را کودکی به این سن به این زیبایی بنوازد.  بعد از شش و نیم دقیقه او اوج‌گیری نهایی را به انتهی رساند.  تمام حاضرین بلند شدند و به شدّت با کف‌زدن‌های ممتدّ خود او را تشویق کردند .

    سخت متأثّر و با چشمی اشک‌ریزان به صحنه رفتم و در کمال مسرّت او را در آغوش گرفتم.   گفتم، " هرگز نشنیده بودم به این زیبایی بنوازی، رابی!  چطور این کار را کردی؟"  صدایش از میکروفون پخش شد که می‌گفت، "می‌دانید خانم آنور، یادتان می‌آید که گفتم مادرم مریض است؟  خوب، البتّه او سرطان داشت و امروز صبح مرد.   او کر مادرزاد بود و اصلاً نمی‌توانست بشنود.   امشب اوّلین باری است که او می‌توانست بشنود که من پیانو می‌نوازم.   می‌خواستم برنامه‌ای استثنایی باشد ."

    چشمی نبود که اشکش روان نباشد و دیده‌ای نبود که پرده‌ای آن را نپوشانده باشد.   مسئولین خدمات اجتماعی آمدند تا رابی را به مرکز مراقبت‌های کودکان ببرند؛ دیدم که چشم‌های آنها نیز سرخ شده و باد کرده است؛ با خود اندیشیدم با پذیرفتن رابی به شاگردی چقدر زندگی‌ام پربارتر شده است.

    خیر، هرگز نابغه نبوده‌ام امّا آن شب شدم.   و امّا رابی؛ او معلّم بود و من شاگرد؛ زیرا این او بود که معنای استقامت و پشتکار و عشق و باور داشتن خویشتن و شاید حتّی به کسی فرصت دادن و علّتش را ندانستن را به من یاد داد.

    رابی در آوریل 1995 در بمب‎ گذاری بی‎ رحمانهء ساختمان فدرال آلفرد مورای در شهر اوکلاهما به قتل رسید.
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 13:43  توسط احسان نصيري  | 

تراز و رتبه دانشگاه ها و رشته های مختلف از جمله سوالات پر تکرار در این وبلاگ هست.بنابراین تصميم گرفتم یک مرجع عالی برای این سوالات معرفی کنم. دوستانی که این کتاب را می خواهند می توانند به انتشارات ما و شما مراجعه کنند. 

راهنمای انتخاب رشته در آزمون سراسری گروه آزمایشی علوم ریاضي    

عنوان : راهنمای انتخاب رشته در آزمون سراسری گروه آزمایشی علوم ریاضی

190 صفحه

نوبت چاپ : دوم

قیمت پشت جلد: 3500 تومان

نویسنده : دکتر حاج بابایی

» با مطالعه این كتاب، مشاور انتخاب رشته خود باشید
» با چه رتبه ای در كدام دانشگاه قبول خواهید شد
» درصد نمره، رتبه، سهمیه، ظرفیت رشته ها،رشته های متمركز
» درصدهای قبولی دانشگاههای سراسر كشور، نمره كل،رتبه در سهمیه، رتبه كشوری، حد نصاب قبولی رشته
» نتایج كنكور سراسری سالهای گذشته


 
راهنماي انتخاب رشته در آزمون سراسري گروه علوم تجربي    

عنوان : راهنمای انتخاب رشته در آزمون سراسری گروه آزمایشی علوم تجربی

142 صفحه

نوبت چاپ : دوم

قیمت پشت جلد: 3000 تومان

نویسنده : دکتر حاج بابایی

» الگوی صحیح انتخاب رشته
» جدول راهنمای انتخاب رشته بر اساس رتبه كشوری و منطقه ای
» درصد نمره، رتبه، سهمیه، ظرفیت رشته ها، نمره كل
» تخمین و شانس قبولی جهت انتخاب رشته
» رتبه در سهمیه، رتبه كشوری، رشته های دبیری، رشته های قطبی
» نتایج كنكور سراسری سالهای گذشته
» همراه با آخرین نتایج طرح رتبه بندی دانشگاه

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 12:35  توسط احسان نصيري  | 

سوال:سلام اقای نصیری من رشته ریاضی درس میخونم اما تا حالا خیلی دست وپا شکسته خوندم واصلا از خودم راضی نیستم همش حس میکنم ازبقیه عقبم وخیلی اضطراب دارم من دبیرستان نمونه ام اما معلمامون اصلا خوب نیستند وبه درس مسلط نیستند وهیچ کدوم سر کلاس خوب درس رو نمی فهمیم ومن بیشتر غیبت میکنم وخودم درس می خونم نمیدونم کلاس تست برم یا نه چون فکر می کنم اونجوری هم وقتم تلف میشه وفقط خودم کتابهایی که معرفی کردین میخونم نمیدونم چه کار کنم برای دوران نوروز هم قلمچی کلاسهایی با عنوان دوران طلایی گذاشته نمیدونم شرکت کنم یا خودم تو خونه درس بخونم(عیدا خونمون خیلی شلوغه)لطفا راهنمایی کنید مممممممممنون

جواب:ستاره خانوم اگر هم نمی نوشتی که اضطراب داری ،از روی نوشته هات می فهمیدم.یک چرخه سادست:شما درس را نمی فهمی پس سر کلاس نمی ری و دوباره درس را نمی فهمی.یک معلم هر چقدر هم که ضعیف باشه بازم هم چیزی برای یاد دادن داره.

اما ستاره خانوم پیشنهادات من برای شما:

۱)کمتر کسی را پیدا می کنی که از خودش راضی باشه(حتی خود من!)پس زیاد سخت نگیر.

۲)اگر معلم های مدرسه نمونه شما ضعیف هستند پس وای به حال بقیه مدارس!!!!(اوضاع اونقدر هم که فکر میکنی بد نیست!)

۳)جایی خبری نیست!خیلی ها به ظاهر درس خون هستند(مخصوصا توی دختر ها)و ادای درس خوندن را در میارند! تو راه خودت را برو و به راهت ادامه بده(داستان دونده دو ماراتن یادت هست؟!)

۴)کلاس فقط تست را پیشنهاد نمی کنم ولی کلاس آموزشی را چرا.اگر در درسی احساس ضعف می کنی و خودت نمی تونی به تنهایی از عهده اون بر بیایی از کلاس استفاده کن(توی انتخاب آموزشگاه خیلی باید دقت کنی،اگر بگردی توی همین وبلاگ نکاتی درباره انتخاب آموزشگاه کنکور پیدا میکنی!)

۵)کلاس نوروزی نه آره و نه ،نه! در مورد شما اطلاعاتم کم هست،پس نمی تونم حرفی بزنم.

آیا خودت به تنهای می تونی درس بخونی؟یعنی آدم با انگیزه ای هستی؟

آیا می تونی با یک سری دختر دیگه تعطیلات عیدت را سپری کنی و خودت را با آنها مقایسه نکنی و به حرف های اونها بی اعتنا باشی؟

در کدوم شهر زندگی می کنی؟ آیا دبیران آن شهر  خوب هستند؟

۶)اگر اضطراب خیلی اذیتت کرد ،پیشنهاد می کنم به یک روان پزشک مراجعه کنی!

سوال:سلام دوست عزیز.من امسال سال دومیه که کنکور ریاضی میدم.سال 87 رتبه منطقه یکم33 هزار شد.تا الان که 4بهمن باشه هیچی نخوندم .مطمینم اگر برنامه ای داشته باشم که موفقیت(رتبه ی زیر 4000)منو تضمین کنه این شایستگی رو دارم.فقط محتاج یه برنامه ی مدون و دقیق هستم.شما میتونید منو کمک کنید؟؟؟

جواب: هیچ برنامه ای نمی تونه موفقیت کسی را تضمین کنه!اگر کسی این حرف را زد بدون چرند میگه!اگر کمکی از دستم بر بیاد انجام میدم ولی تضمین نمی کنم!

سوال:سلام درباره ی تست زدن توی این ماه ها از تست طبقه بندی استفاده کنیم یا مختلطَََِ ممنون اگه راهنمایی کنید.

جواب:تست های مختلط مال زمانی هست که شما به یک مطلب مسلط باشید!اگر این تسلط را در خود می بینید مشکلی نداره!ولی اگر تا حالا از یک درس تست نردید سراغ تست محتلط نروید!

پیمان جان:

شما پیش ۱ را با کلاس جلو برو!در زمان های اضافی پیش ۱ بخون.در تعطیلات عید سراغ پایه میریم.ولی این نکته رابدون که ۷۰ درصد مطلبی را ۱۰۰ درصد بلد باشیم بهتر از این هست که ۱۰۰ درصد مطلبی را ۷۰ درصد بلد باشیم!

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 11:28  توسط احسان نصيري  | 

یک روز یک فرمانده جنگی با افرادش به یک جزیره حمله می کنند و پیروز می شوند.یکی از افراد آن فرمانده ازش می پرسه چطوری ممکنه؟ تعداد اونها خیلی از ما بیشتر بود،چه طوری ما پیروز شدیم؟

فرمانده در جواب پاسخ میده:وقتی ما با کشتی به این جزیره اومدیم من کشتی را آتش زدم تا شما هیچ راه بازگشتی نداشته باشید ،یعنی شما یا باید پیروزی را انتخاب می کردید یا کشته می شدید و شما پیروزی را انتخاب کردید!

دقت کردید بچه ها درس نمی خونند و نمی خونند تا شب امتحان و بعد یکهو شب امتحان واقعا تلاش می کنند تا قبول بشند! آیا اون دانش آموز تغییری کرده؟ آیا توانای هایش افزایش پیدا کرده؟جواب نه هست.فقط اون دانش آموز شب امتحان دیگه وقتی برای فرار کردن نداره! و بعد تلاش می کنه و از توانای هایش استفاده می کنه.گاهی اوقات خودش هم متعجب میشه ! یعنی این منم؟ باورم نمیشه بتونم انقدر درس بخونم!

شما چند درصد از توانایی هایتون استفاده می کنید؟ پیش از اینکه اتفاقی بی افته و مجبور بشید سعی کنید از توانایی هایتون  استفاده  بکنید.فقظ اندکی بیشتر!همین حالا..............

دوستان اگر سوالی دارند اول آرشیو وبلاگ را کاملا بخونند و بعد اگر جوابتون را پیدا نکردید می تونید بپرسید!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 21:39  توسط احسان نصيري  |